خورشیدم و شهاب قبولم نمی کند
سیمرغم و عقاب قبولم نمی کند.
عریانترم ز شیشه و مطلوب سنگسار
این شهر، بی نقاب قبولم نمی کند.
ای روح بیقرار چه با طالعت گذشت
عکسی شدم که قاب قبولم نمی کند.
این چندمین شب است که بیدار مانده ام
آنگونه ام که خواب قبولم نمی کند.
بیتاب از تو گفتنم، آوخ که قرنهاست
آن لحظه های ناب قبولم نمی کند.
گفتم که با خیال دلی،خوش کنم ولی
با این عطش، سراب قبولم نمی کند.
بی سایه تر ز خویش حضوری ندیده ام
حق دارد آفتاب قبولم نمی کند!!!

(محمدعلی بهمنی)

.

.

عاشقانه

دانلود دکلمه قبولم نمیکند...





تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢٧ | ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : DavIn | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.