این قلب ، زخمی خنجر نگاه است

ایکاش چشمش نبود تا روح اهورایی تو را تکه کند

از گناه او درگذر ...

که خودش نیز با قلبی خونین و شکسته

چوب خطی از خونابه دل و اشک دیده

به دیوار زندان تن کشیده

و به امید باز شدن قفس رهایی و پرواز ...

سوخت در انتظار در حسرت دیدن یار ...

گویند :

دیر نخواهد بود که ...

گذر لحظه های درد فراموش خواهد شد

و دوباره عشق طنین انداز ...

تو باور داری ... آیا ؟؟؟



.

.

عاشقانه





تاريخ : ۱۳٩٠/٩/۱٢ | ۱:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : DavIn | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.